تبليغاتX
جیغ
پنجشنبه چهاردهم تیر 1386

من منيجه خانوم(سارینا)  نمونه يه مادر زجر كشيده و مظلوم جامعه هستم چهارده سالم بود كه به زور  نشوندنم پاي سفره عقد  

بعد از مهرتاش و سحر   خدا سماكوچولو رو به ما داد   بعد يهويي زد و شوهرمو از شهرداري اخراج كردن  از بي پولي مجبور بودم سما رو به كولم ببندم
برم رخت هاي مردمو بشورم ولي بي انصافي نكنم مهرتاش و سحر هم كمكم  ميكردن مهرتاش جيقولو زورش زياد بود خوب چنگ ميزد سحر هم رختا رو آب ميكشيد وسما با اينكه هنوز
پستونك دهنش بود و روي كولم ميبستمش ولي از همون جا رختا رو ميدادم بهش و اونم پهن ميكرد.
وقتي فهميدم كه شوهر نامردم ترياكي شده انگار دنيا  رو دوبامبي  كوبيدن تو ملاج من ، مهرتاش با اينكه فقط 5 سالش بود اومد زد روي شونم و گفت ننه غصه نخور . ما دايي بهروز رو داريم.
ميخواستم از شوهرم طلاق بگيرم كه جسدش رو توي آشغالا پيدا كردن.يه گربه لپش رو گاز گرفته بود. از اون به بعد ما توي خونه ي دايي بهروز زندگي ميكرديم .
اولا اوضاع خوب بود و بهروز خرجمون رو ميداد . اما يه روز اومد و گفت آبجي اين جوري كه نميشه همش من كار كنم بريزم توي شكم بچه هاي تو! بچه م مهرتاش وقتي
اين حرف داييش رو شنيد رگ غيرتش باد كرد . مدرسه رو ول كرد و از اون به بعد توي يه كله پزي مشغول كار شد . منم  رختاي همسايه ها رو ميشستم
با اينكه  گروهان گروهان خواستگار داشتم از ممد آقا بقال گرفته تا غلام خياط ولي نذاشتم ناپدري بالاي سر بچه هام باشه.البته بايد بگم ننه سارا توي اين مدت خيلي كمكم ميكرد.
الان كه دارم حرفاي دلم رو براي شما ميزنم بچه هام همه بزرگ شدن و رفتن سر خونه زندگي خودشون . مهرتاش رو دو ماهه كه نديدم .سحر پريشب بهم يه زنگ زد
از سما هم يه هفته است خبر ندارم. فردا روز مادره و اين بچه هاي بيمعرفت ما كه به اون شوهر خدانيامرز ذليل مرده ي گور به گور رفتن يه خبري از ننه شون نميگيرن. بچه هم
بچه ها ي قديم . بعد از اين همه سال هنوز نشده از ننم بي خبر باشم .هی روزگار نامرد

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 14:41  توسط سارینا  | 

چهارشنبه بیست و سوم خرداد 1386

رقباي عشقي تو اين ورو اون ور دنيا

آخ آخ آخ

 

توی آفريقا
قضيه خيلي ساده ست و جاي اختلاف نيست! دو تا مرد ، زني رو که مي خوان عقد مي کنن و علاده بر اون ، بيست تا زن ديگه هم مي گيرن!

توی ژاپن
جوان اولي از عشق جوان دومي نسبت به دختر محبوبش متاثر ميشه و خودکشي مي کنه! جوان دومي هم از مرگ همنوع خودش اونقدر اندوهگين ميشه که خودکشي مي کنه! بعدش براي دختر ژاپني هم چاره اي جز خودکشي نيست!

 

توی انگلستان
دو تا عاشق با کمال خونسردي حل قضيه رو به يه شرط بندي توي مسابقه ء اسب سواري موکول مي کنن! اسب هر کدوم برنده شد ، معشوق مال اون ميشه!

 

توی قفقاز
جوان اولي دختر محبوب رو بر مي داره و فرار مي کنه! دومي هم دختر رو از چنگ اولي مي دزده و پا به فرار مي ذاره! باز اولي همين کار رو مي کنه و اين ماجرا دائما« تکرار ميشه!


توی مکزیک
کار به زد و خورد خونيني مي کشه و يکي از طرفين کشته ميشه! ولي بعدش اونکه رقيبش رو کشته از دختر مورد نظر دلسرد ميشه و دخترک بي شوهر مي مونه!

 

توي آمريکا
حل قضيه بستگي به زن داره و هر کس رو انتخاب کرد با اون ازدواج مي کنه!


توي ايران

فقط پول موضوع رو حل مي کنه! پدر و مادر دختر مي شينن با همديگه مشورت مي کنن و خواستگاري که پولدار تر و گردن کلفت تره رو انتخاب مي کنن! عاشق شکست خورده اگه توي عشقش جدي باشه يا بايد خودشو بکشه يا رقيب رو از ميدون به در کنه يا افسردگي مي گيره و ...


لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 15:17  توسط سارا  | 

جمعه هجدهم خرداد 1386
 

  

 سلام من چون طبق معمول چیزه خواسی ندارم بگم

فقط اومدم یه چرتی بنویسم که به سارینا بگم منم آپ کردم

 

خوب اینارو  حجت السلام والمسلمین (سیما) میتونن جواب بدن؟ لطفا کمکمون کنین !!!      >>  نمیشناسین من معرفی میکنم خواهر سارینا هست که جدیدا در این رشته تحصیل میکنن.

 

سوال ۱

اولين هنري که پس از ديدن چهره آرايش کرده دختران امروزي به ذهن شما متبادر ميشود چيست؟

الف: مينياتور.

ب: صافکاري، بتونه کاري و نقاشي اتومبيل!!!!

ج: دوپينگ!!!!

د: من به ناموس مردم نگاه نميکنم

 

سوال ۲

دخترا چند نوع داداش دارن؟

1.   داداش اينترنتي تا هر وقت خواستن ازش اکانت مجاني بگيرن ؟

2.   داداش بزن بهادر تا در مواقع لزوم حال بعضيها رو بگيره ؟

3.   داداش خوش تيپ و پولدار تا به دوستاشبگه (( اين  Boy friend  منه)) ؟

4.   داداش خَرخون تا موقع امتحان براش تقلب بنويسه ؟

5.   داداش ماشين دار تا اونو سر موقع سر قرار برسونه ؟؟؟!!!

6.   داداشي که چشم ديدنشو نداره ( همون داداش واقعيه خودش)؟؟؟

 

 

      می دونم اینارو خوانده بودین ولی حالا ندیده بگیرین نظر یادتون نره

      و ضمنا منتظر جوابتون هستیم حجت السلام والمسلمین (سیما) ارادت داریم <<

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 0:41  توسط سارا  | 

سه شنبه پانزدهم خرداد 1386
  1. برخورد كه توش زيادي شرم و حيا تو ذوق ميزنه:

 ساده ترش ميشه پسر هاي دختر نديده فول فابريك در اين برخورد آقاي پسر سرخ و سبز و سفيد ميشه و شر شر عرق ميريزه ، ضربان قلبش ميزنه بالا و بعضي علايم فيزولوژيكي (گلاب به روي دختر خانوم هاي گل بقيه اش رو نميگم)ميشوند. البته بعضي از خانوم ها شايد اين  چيزا رو بذارن به حساب حيا و تو دلشون قند آب كنن ولي اين رفتار پسرها ممكنه همش فيلمشون باشه چون اين موجودات در عين حال كه نميتونن موقع حرف زدن يك دقيقه نمي تونه به چشاتون نيگا كنه با شصت هزار نفر تلفني، دوستي خارج از محدوده داره!

 

 

2- برخورد دستپاچه و هيجان زده

اين  دسته ازآقايون پسر ها به علت نداشتن شناخت درست و حسابي ، توهم ميزنن، الان ميگم.. يعني يارو پسره تا يه دختر  تيكه مي بينه يهووووووووويي گمان ميكنه كه يه دل نه صد دل عاشق اون شده كه فلان كلمه رو زده يا لبخند زده

نتيجه اخلاقي اين كه پسرها بايد مورد محبت اونم از نوع زياديش قرار بگيرند تا اين جوري كشته مرده محبت نشن كه يكي تا يه خورده محلشون داد بزنن جاده خاكي !!!!!!!!!

 

3-برخورد خشك و محدود

واي من عاشق اين قسمت تقسيم بنديم . دختراي گلم توجه كنين كه اكثر پسرها واسه اين كه خودي نشون بدن از اين فرمول زياد استفاده ميكنن خصوصا در مراحل اوليه آشنايي

اين دسته از آقايون از اون ور پشت بوم افتادن يعني در مقابل جنس خانوما اون قدر كج خلقي و خشانت به خرج ميدن كه نگو و نپرس. يه جوري رفتار ميكنن كه انگار دشمن خوني خودشونو ديدن البته اينا همه كلاسشونه خصوصا بين جمع هاي رفاقت خودشون كه قيافه بيان ما هم آره! به دختر محل نمي ديم ولي خداي بزرگ و مهربون از ته دلشون كه داره جز جز ميزنه يكي تحويلشون بگيره خبر بده!

 

4-برخورد مبتني بر پرخاشگري:

اين تريپ آقايون به نظر من دچار يه نوع ساديسم هستن و محبت بي حد و حصر خودشون رو به صورت پرتاب سنگ و پاشيدن اسيد به روي دختر مورد علاقه خود و ...... وحشي بازي هاي ديگه نشون ميدن

اينا در كل به نظر من جزو دسته آدميزاد محسوب نمي شنو در كل يه چيزشون ميشه و گرنه آدم حسابي كه اين جوري نيس

 

5-برخورد راحت از نوع كلاسيك و روشنفكري

 

اين پسرهاي ماماني ژيگول و باكلاس(همون فول جواد سيستم خودمون) سعي ميكنن دختر ديدن سعي ميكنن يه جوري وانمود كنن كه هيچ احساس خاصي نسبت به طرف مقابل ندارن اينا سعي ميكنن با عادي جلوه دادن رفتار خود نسبت به دخترا (كه البته يك انسان است مثل انسان هايي ديگه و هيچ فرقي نمي كنه) هر روز بيشتر از ديروزنزديك شده و روابط خدا پسندانه ايي را برقرار ميكنن و بعد از آن ديگر چه شود!!!

 

 

  

 

     6-برخورد مبتني با شناخت و احترام

      ميشه همون رفتار بچه مثبت خودمون ،اين دسته از پسرها زيادي عاقلند شعور دارن خيال پردازي نميكنن

     از مامان و بابايي اصول محرم ونامحرم را ياد گرفتن.عين آدم زندگي ميكنن سلام و عليكشان رو هم دارن...     سروقتش هم ننه و بابا آستين بالا زده تا دم درنياوردن   براشون زن ميگيرن و سرسامون ميگيرن ودر كل آدم هاي خوشحالي  محسوب ميشن!                                                 

 

         

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 15:6  توسط سارینا  | 

دوشنبه چهاردهم خرداد 1386

مصمم بر اين شدندي كه مجموعه ايي از سوتي هاي اهل سوات را در اين مجموعه در آوردندي!!

اين بشد تا درخواستي تنظيم نموده و جمله  ايها الناس را دعوت به همكاري بنماييم....(خصوصا خانوم هاي گل و بلبل عزيز)

مريدان صاحب سوتي،  چونان ابران بهاري،  باران سوتي هاي خود را برما باريدندي تا ما مكتوب كنيم همگان لذت برده و از خنده تيكه پاره شدندي! و بنده از همين جا از تمامي دلسخوتگان سوتي زده كه با اقلام سبز خود اين بوق نامه ما را مزين نمودندي كمال تشكر  را داريم.

 

                                                                                                              سبز باشين

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 23:21  توسط سارینا  | 

یکشنبه سیزدهم خرداد 1386
 

 

سلام   ««

خوب،  حال تون خوبه؟؟؟

خوب اگرم بد باشه از دست من کاری بر نمیاد ببخشید  

یه چیزی میخوام بگم لطفا آقا پسرا - گل پسرا - گُله مامانا بدشون نیاد !  اگر موافق نبودین تو نظرات بگین ...

 

معمولا آقا پسرا - گل پسرا - گُله مامانا همیشه میگن که دخترا دنبال پسرا راه میوفتن و یا  تا یک پسر به آنها میگوید سلام از فردا ی آنروز است که همینطور برایش تعریف میکنند که خواستگارهای دکتر و مهندس و برج ساز و وزیر و وکیل پشت در خانه آنها صف بسته اند آنوقت پسر بیچاره فکر میکند این دختره عوض کرم مار پیتون در خیابان میریزد که این صف عظیم خواستگار را در خانه شان جمع کرده و بی خیال میشود .

یعنی گل پسرا - گله مامانا این جوری فکر میکنن !!!

ولی چرا وقتی همین گل پسرا یه دختری میبینن و البته دوووووووووووور از جون این ماشالاااا گل پسرا که مثل ...

 

TinyPic image

میدون که یا شماره بدن دستشون یا فقط یه لبخند ازشون ببینن

حالا بماند که در همین حین با هم حتی مسابقه میزارن که کدومشون میتونه به راه موفقیت دست رسی پیدا کنه اونجاست که شبیه این عکسه میشن.

بعد که دختر خانوم اهمیت به بقال کوچه داد به اون نداد اونوقت گل پسره عزیز میاد پیش دوستاش میگه که :

اییییییی زمونه ببین چه دوره زمونه ای شده.

 این دختره٫ همیشه می بینه که من تو مغازه اکبر آقا واستادم میخواد خودشو نشون بده میاد سلام میکنه { و البته در حقیقت گل پسر سلام کرده ولی دختر خانوم نجیب جواب سلام نباید بده دیگه } من هم دیدم تا این سلام کرد برگشتم که من رو نبینه آخه دختر مردم گناه داره پس فردا عاشق بشه بریزه تو دلش بدش به زور شُهَرش بدن و  و   و   و   ...    دیگه خودتون که بهتر میدونین به هم چه چیزا یی میگین.

 

حالا دختر طفل معصوم حتی روحشم خبر نداره از این حرفها، از دانشگاش برگشته و یه راست میره خونه باز میشینه درس میخونه.

مگه نه؟  

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 17:51  توسط سارا  | 

شنبه دوازدهم خرداد 1386

 

مواد لازم:يك عدد شازده پسرعاشخ!يك عدد گل دختره نجيب جيگرطلا ،يك عدد مادراكتيو

در ابتدا مادراكتيوبه خانه گل دختر نجيب تيليف ميزند(اين درصورتي است كه مادر اكتيوهمسايه گل دختر نباشد كه در اين صورت ميتواند زر زرصداي زنگ خانه گل دختر را به صدا در بياورد يا اين كه قژ قژ پاشنه در را )خوب سكانس اول:

زرررر يا قيژژژژژ

الو بله خانه يه عدد گل دختر بفرماييد؟

سامليك شنيديم كه شمايه دختر تپل مپل سفيد مفيد ......... با شرايط مناسب دارين كي ميتونيم بيايم يه عالم مزاحم شيم؟

نكته مهم:اين تيلف اول خيلي مهمه، مادر شازده پسر بايد توجه كنه كه كمال ادب را به خرج بده و از روده درازي و چاخان پاخانو خالي بندي  پرهيز كنه!مدت مكالمه بيشتر از ده دقيقه نشه ومادرجان دقت كن آخر مكالمه زمان تيلفن بعدي با روز ساعت و ثانيه ،براي شرفياب شدن يا نشدن مشخص كني و بهتر است همين فردا باشه نه شصت سال بعد.......

فردا....

مادر شازده پسر:زرررررر

الو بله....خونه همون گل دختر نجيب كه احيانا دوس پسر نداشته و قبول كرده بياين و دستش رو ببوسين بفرماييد؟

مادر شازده پسر:پس قبول كرده ببوسيم ...... كي ببوسيم؟؟؟؟

مادر شازده پسر سعي كندظرف سه روز آينده وقت بگيرد و به ناز كردن مادر  گل دختر توجه نكند...

زررررررررررررر.... (صداي در خونه گل دختر نجيب كه حالا كمي سرخ شده)

فرهنگ گل و شيريني: 1-آدم هاي پررودفعه اول كه خانه كسي براي امر خير مي روند چيزي نمي برند 2-گل آوردن به منزله اين است كه خانواده داماد با ادب و لارژ تشريف دارن3-شيريني آوردن  اصولا در مراحل انتهايي خواستگاري صورت ميگيردو به منزله آن است كه شازده پسر از دست بوسيدن خالي خسته شده است و گل دختر مورد پسند واقع شده ...پسنديده ديگه...چرا متوجه نيستين پسنديده.....!!!

زرررررررر

شازده پسر سعي ميكندكاكل هايش رابا آب و روغن جارو بزندو كت و شلواري از در و همسايه دوست و رفيق جور كرده و بپوشد و همچنين خودش دسته گل را به دست بگيرد كه در غير اين صورت نبايد از عروس خانوم توقع چايي آوردن داشته باشدو دلش نسوزد زماني كه به جاي عروس خانوم  مادر يا خواهر يا عمه خاله چايي آوردن و شازده پسر عرق ريزان  سرش رو كه بالا آورد و به جاي گل دختر پنجه آفتاب پيرزني را ديد كه لبخند جيگر سوز مي زند!!! پس براي جلوگيري از كنف شدن بهتر است خودش دسته گل را بگيرد كه از قديم و نديم گفتن چيزي كه عوض دارد گله ندارد،مادر شازده پسر بهتر است  سعي كند موقعيت استراتژيكي را براي نشستن انتخاب كند به طوري كه اگه خواست وسط مجلس چشم و ابرو بياد خانواده گل دختر اونو نبين  نتيجه اخلاقي اين كه مادر و پسر قند عسل نبايد زياد از هم دور بشينن زياد هم ور دل هم نباشند كه مبادا شازده پسر انگ بچه ننه ايي بخورد!در قسمت بعدي مادر شازده پسر بايد با هر ترفندي شده از نظر شازده مطلع شه تا تصميم بگيره بحث رو  شروع كنه، فرهنگ چايي( شازده پسر ميتوانددر اين قسمت از فرهنگ چايي استفاده كند و بر مبناي قرارداداز پيش تصويب شده اگر دختر رو نپسنديد چايي را نصفه ميل كند و اگر پسنديد اشكالي ندارد ميتونه استكان رو هم قورت بده البته خانواده ها ميتونن ترفندهاي ديگري را هم طراحي كنن) حالا فرض ميكنيم بحث شروع ميشود:

مادرشازده پسر چهار تا سوال حسابي مي پرسن و بحث داغي را راه ميندازن و بعد هم دختره و پسر رو در يك اتاق كرده و فرهنگ داشته باشن و فالگوش نياستن و بعد حدود يه ساعت ديگر گل پسر بسش است و توجه داشته باشه كه با كت و زير و شلواري نيومده  دست والده مكرمه را بگيرد و بره خونشون كه كلي فك و فاميل منتظر اظهار نظرشان هستن! نكته اساسي مهم اينه كه خانواده شازده پسر اگر مايل باشندكه براي دست بوسي مشرف شوند يا مايل نباشن بايد به خاطر داشته باشن كه بعد از سه چهار روز ....زررر.. صداي گوشي خانه گل دختر را به صدا در آورندو دوباره وقت بگيرند يا اين كه بابت پذيرايي تشكر كنن و ديگر اين ورها پيداشون نشه يعني شما خانواده شازده پسر نرين و پشت سر رو نگاه نكنين و گل دختر سفيد مفيد كه حالا غمگين است و زرد مبو شده و زير چشاش گود افتاده را بلاتكليف بذارين!!!

اين تشكر كوچيك نشان دهنده ادب خودتان است

 

خوب فعلا كافيه قسمت بعدي قضيه بالايي مربوط به برخوردهاي اجتماعي بين اين گل دختر و شازده پسر مربوط ميشه....... فعلا !؟؟؟

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 1:16  توسط سارینا  | 

پنجشنبه دهم خرداد 1386
وعلیکم آجی سارای خودم

یوهوووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووومنم اومدم با همدیگه بترکونیم

بزن قدش داداش

آهااااا آهااااااااااا آهاااااااااااااااااااااااااااااااااااا دس دس دس ننه اقدس

خوشگلا باید برقصن

و یه دونه جیغ!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!تو سرو کله هر چی پسر که کچل شن

                            الهی آمین

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 23:58  توسط سارینا  | 

پنجشنبه دهم خرداد 1386
سلام ملکوم  

من سارام اومدم یه چیزی بنویسم که دلتون نشکنه اگه برای اولین بار میاین اینجا چیزی ننوشته باشه توش  

 

حالا یه چیغ به افتخار شروع بلاگ میزنم  

 

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 1:24  توسط سارا  |